آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

ما خیلی خوبیم ، خیییییییییلی 😂😂😂😂

يكشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۴۹ ب.ظ

سلام علیکم 

روزتون خوش . آسمون دلتون صاف و آفتابی 😊

دیروز عصر موقع برگشت به خونه با حالتی خسته و له تو تاکسی نشسته بودم. 4 تا خانم بودیم . خانم بغل دستی من بلافاصله زنگ زد به مامانش که بگه نگران نباشه و داره برمیگرده. بعدشم زنگ زد به دوستش حرفای خاله زنکی فضولی طور- غیبت طور در مورد یه دختر دیگه ای که تازگیا ازدواج کرده بود. از نوع مدل مو و آرایش و لباس عروس تا اینکه عروس خانم قبلا فلانی رو دوس داشتن حرف زدن. با تقریب خوبی میشه گفت تمام مسیر رو حرف زد. صداش اروم بود و سعی میکرد مزاحم نشه . دختر جلوییه هم واسه اینکه کم نیاره این وسط به چند نفر زنگ زد و 10 بار از هرکدوم پرسید دیگه چه خبر و وقتی از طولانی شدن مکالمه ناامید میشد قطع میکرد. صداش بلند بود و مغز سوراخ کن. آخرشم سر کرایه با راننده بحث کرد و پیاده شد. 

من اولش خوشحال بودم که آخ جووووون هندزفری همرامه و مث باکلاسا به یه آهنگ ملایم گوش میدم . دیدم زهی خیال باطل. هرچقدم صدای اهنگ رو بلند میکردم بازم صدای مکالمه هر دو دختر و همچنین رادیوی تاکسی رو میشنیدم. عصبی تر شدم. ترافیک هم سنگین بود و مسیر تموم نمیشد. همش فکر میکردم آدم چقد باید بی ملاحظه (مسلما در اون لحظه صفت بیشعور از ذهنم میگذشت) باشه که صحبتهای غیرضروریشو تو تاکسی انجام بده. چند تا تیکه ناب از ذهنم خطور کرد که مستقیم و غیرمستقیم بهشون بگم و عصبانیتمو خالی کنم اما بیخیال شدم. ترجیح دادم صبوری کنم .

داشتم فکر میکردم چقد مردم راحتن ها . چه دغدغه هایی. واقعا هیچ موضوع باقیمونده ای برای فکر کردن نداشتی که از سکوت تاکسی استفاده کنی ؟ برنامه ریزی نیمه کاره نداشتی ؟ واقعا اینقد ذهنت فضای خالی داره که جزئیات زندگی بقیه رو دنبال میکنی ؟ خوشا به حالت که اینقدر بی دردی ! دغدغه بزرگ دختر کناریم "پس چرا کسی نمیاد ما رو بگیره" بود و دغدغه دختر جلویی اینکه به دوس پسر محترم اثبات کنه بهش زنگ زده و اون جواب نداده !!!

ترجیح میدم قضاوتشون نکنم چون اصلا درک درستی از افکار و منطق و دلیل زندگیشون ندارم فقط میخواستم بگم دخترجون ، آقا پسر ، دوست عزیز اگه کار ضروری فوری فوتی نداری تو تاکسی زنگ نزن. اگه کار ضروری داشتی با صدای آروم صحبت کن و زود قطع کن. بسیار هم ممنون 👱

دیگه اینکه اونایی که تو اینستاگرامم بودن و نمیشناختمشون پاک شدن(پاک نداشت، بلاک کردم). نه پست میذاری، نه اسم و رسم ات معلومه، نه خودتو به من معرفی کردی ، خب بنده خدا واسه چی زندگی منو دنبال میکنی ؟ تازه در یک اقدام بی اصاب طور اون درخواستهایی که باقی مونده بود و نمیدونم از کجا پیدام کرده بودن  رو هم ریجکت کردم . حالا درسته عکسهام آش دهن سوزی نیست اما حضور چشمهای بی نام و نشان اذیتم میکنه. گفتم که این چشمها حتی زورشون میومد یه عکس از آسمون بذارن ؟ لامصب آخه 0 پست ؟؟؟ حداقل یه عکس خوش امدید میذاشتی. 

این روزها فرقی نداره 12 شب بخوابم یا 10، صبحها سختمه بیدار شم . هوا خنک شده و زیر پتو گرمه و وسوسه اش خیلی شدیده. با سختی فراوان و بدو بدو تمام تلاشمو میکنم و بموقع میرسم سر کار. چقدم ترافیک زیاد شده ماشالا . 

راستی این مگس سفیدا نمیخوان برن ؟ 😂😂😂😂 

خندوانه دیدن رو چند روزیه شروع کردم . خدا عمرشون بده . بعضی از استنداپ کمدیاشون رو خیلی دوس دارم . اون خانم فرماندار باسیایت قصرقند رو هم دوست داشتم .  

امیدوارم هفته خیلی خوبی داشته باشین . چهارشنبه ماه محرم شروع میشه. منو هم دعا کنید لطفا . الهی که روز و روزگارتون پر از اتفاقات خوب و شاد باشه. الهی که دلتون اونقدر اروم و راضی باشه که هیچی نتونه ارامشتونو بهم بزنه. امیدوارم همسایگان و هم محلیهای فهیم دلشته باشین که به مناسبت عزاداری تازه 12 شب طبل زدن رو شروع نکنن . 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۹

نظرات  (۶)

اون خانم پر حرف توی تاکسی حتما طرح رایگان داشته که اینقدر حرف زده .
وقتی یکی تماس میگیره با من و از این حرفای خاله زنی میگه حالم بد باشه سعی میکنم با مادرم مکالمم خیلی کوتاه باشه که به این جاها کشیده نشه
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود 
استی خندوانه آخراشه ریما جان 


پاسخ:
والا اعصاب و وقتش هم فکر کنم طرح رایگان بوده 😉
دیشب از مصاحبه هاشون فهمیدم آخرای خندوانه است. دلم براش تنگ میشه 😔
بهار عجب کیکی پختی. دمت گرم دختر جون
علتش اینه که این اشخاص گوشی شون قابلیت نصب اینستا نداره مث من.
منتهی چون دوست دارن عکس های صفحات قفل مثل مال شما رو ببینن مجبورن اکانت بسازن با گوشی دوست و آشنا تا یوزر و پسورد داشته باشن برای دیدن صفحات قفل. 
بعد درخواست می دن بهت و وقتی تأییدشون کردی می تونن حتی از توی کامپیوتر با وارد کردن یوزر و پسوردشون وارد اکانتشون بشن و عکسای قفل رو ببینن ولی نمی تونن عکس بذارن بدون گوشی. برای همین اکانتشون خالی و بدون عکس هست همیشه:)
پاسخ:
سلام مضراب جانم
راستش این حالت که نوشتی اصن به مخیله ام خطور نمیکرد 
فکر میکردم با اینترنت هم میشه پست گذاشت 
تو هم جزوشون بودی ؟ من شرمنده ام . یه ندایی میدادی کدومشونی یا حداقل اسمتو شبیه مشخصات وبلاگ میذاشتی بشناسمت 
مضراب خودتم تو بلاگ کار میکنی میدونی که مشخصات ادمایی که میان به وبلاگت سر میزنن رو نشون میده و جالبه خیلیا هررررر روز خدا میان به اینجا سر میزنن و پیگیرن اما من تا حالا یه سلام هم ازشون ندیدم چه برسه که بشناسم کی هستن. اولش صفحه اینستاگرامم خصوصی نبود ، از ترس چشمهای ناشناس که بعدا ممکنه بفهمی مثلا دخترخاله شوهرت بوده خصوصیش کردم. 
سلام ریما جون خوبی عزیزم صبحتون بخیر
من ارزو دارم 12 شب بخوابم هستی خانم اگه بدونی تا 3 بیداره منم 6 بزور بیدار میشم کل روز هم چرت میزنم از فرصتات استفاده کن هستی رو عصرا نمیخوابونم شب زود بخوابه باز بی فایدست
خواب صبحم ارزوست.
پاسخ:
سلام هدی جانم 
وای هدی با این توصیفات شما و حال و روز خواهرم من از آینده مادر شدنم میترسم 
بچه های نسل جدید انگار همه غذا نمیخورن، نمیخوابن و ... چرا ما اونقد خوش خواب بودیم پس ؟ 😉
خدا بهت انرژی و توان مضاعف بده تو همه کارات موفق باشی 
هستی رو عروس میکنی میفرستی خونه بخت اااااااااآاااای بخوابی تا لنگ ظهر 😉
خیلی دوستدارم ریما جون.. 
 این روزا بی نهایت آشفته ام الکی. نمیدونم چرا... هرچی میخام نمیتونم به فضای خونم اونطور که میخام رسیدگی کنم ضمن اینکه همسرم خیلی درگیر کاره و بدجورم سرما خورده و حتا نمیسرسیم خرید خونه کنیم ولی توکلم بخداست و امیدوارم روزای سخت زود بره و بشم زهرا پر انرژی :)  دوس ندارم ناله کردنو.. واسه همین سعی میکنم در عین همه این احوالات انرژی منفی نداشته باشم و تومحل کار و خونه انرژی کثبت به همکارام و همسرم بدم..
 این روزا عاشق سکوتم و تنهایی..
نمیدونم چرا چنروزه دارم فکرمیکنم دلم میخاد تا یکی دوماهی نه خونه کسی برم و نه کسی مهمونم بشه..
دوسدارم تنها باشم 

پاسخ:
سلام زهرا جونم
امان از شلوغیهای مهر 
انشالله همسرت زود خوب شه و روال زندگیت عادی شه. با تلاش و توانی که ازت سراغ دارم میدونم که به دعا در این مورد نیاز نداری و خودت از پسشون بر میای 
پاییز فصل خوبی واسه سکوت و تنهاییه 
بهار هم فصل خوبی واسه دورهمی و دید و بازدید 
حسابی از تنهاییت لذت ببر عزیزم 

۲۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۵۱ مارال آلنی
کلا تاکسی ها خیلی جالب هستن کلی اتفاقات جالب میفته. ریما منم از اینکه تو تاکسی تماس غیرضروری داشته باشی دوست ندارم ولی از اونور راننده هایی هم که عین ناظم منتظرن تا گوشی یه نفر زنگ بزنه و بهش تذکر بدن رو دوست ندارم و همینطور راننده هایی که با صدای بلند ضبط روشن میکنن هفته پیش سوار یه تاکسی شدم بعد یه نوحه گذاشته بود با صدای خیلی بلند بعد همون موقع یه تماس کاری خیلی مهم داشتم بعد طرف مدیر یه جای خفن بود کهدمن برای هر تماس باهاش یه هفته باید پیگیری کنم همون روز صبح هم زنگ زده بود و چون سر کلاس بودم نتونسته بودم جواب بدم دیدم دیگه اصلا نمیتونم جواب ندم بعد فکر کن با اون صدای نوحه اصلا نمیشنیدم چی میگه. بعد من کلا صدای بلند هر نوع اهنگی سر درد میاره واسم بعدش یکی دو بار هم بهش تدکر دادم کمترش بکنه اصلا گوش نداد. 
آره دقیقا یه سری ها تو اینستاگرام خیلی باحالن انگار فثط اومدن ببینن بقیهرچکار میکنن😃
ایشالا هوا خنک بشه میرن دیگه البته حس میکنم دو روز کمتر شده. خندوانه عالیه😜 اون نکته تاکسی به این دعای اخرت هم میخورد من واقعا نمیدونم چرا از ده روز قبل پیشواز میرن. 
پاسخ:
سلام مارال عزیزم 
منم با اون راننده هایی که توصیف کردی مشکل دارم. ایضا اونا که سیگار میکشن 😞
اوه اوه میفهمم چی میگی. برام پیش اومده. اولش که داری سوار میشی ساکت و اروم . تا سوارت میکنن صدای ضبط میره آخر. صرف نظر از اینکه چی باشه منم با صدای بلند مشکل دارم .فکر کنم اصلا صداتو نمیشنید که بخواد گوش بده 😂😂😂 باید داد میزدی 😁😁😁
قربون این هوش و استعدادت برم که تموم نکته ها رو متوجه میشی 
نه عزیز من اکانت توی اینستا نداشتم و از وقتی قفلش کردی دیگه سر نزدم چون نمی تونم از طریق اینترنت ببینم یا پست بذارم بدون یوزر و پسورد. :)

پاسخ:
آخیش 😊 عذاب وجدانم برطرف شد 😆 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">