آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

محرم و مظلومیت

شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۳۷ ق.ظ
سلام علیکم
صبح شنبه تون بخیر باشه 
1. اینجانب بالاخره بعد از مدتها موفق شدم برم کتاب بخرم. کلی تو گوگل چرخیدم و گشتم و چند تا اسم پیدا کردم. اولیشو که شروع کردم به خوندن اونقدر ترجمه اش بده که یعنی نشستم پی دی اف انگلیسی کتابو میخونم. چش و چالم از زل زدن به کامپیوتر داره درمیاد اما به آرامش اعصابم می ارزه. اصم محض جلوگیری از اشتباهات بقیه هم که شده از همینجا اعلام میکنم آقای دکتر عبدالرضا رضایی نژاد لطفا موقع ترجمه به صلاحدید خودتون کتاب رو خلاصه و بخشهایی از پاراگراف رو حذف نکنید. لطفا اگه مفهوم رو متوجه نمیشید دست به ترجمه نبرید. من از هزینه ای که پرداختم بخاطر ترجمه افتضاح جنابعالی نتونستم استفاده کنم !!!
امیدوارم بقیه کتابایی که خریدم بهتر ترجمه شده باشن. 
2. در ادامه فرایند نونوایی خونگی نان تست سبوس پختیم 😊 بسیار هم خودمان ذوق زده شدیم و کیف کردیم . 
3.همچنان ترازو به ما دهن کجی می کند و علیرغم رعایت تمام مسائل، خبری از کاهش وزن نیست 
4. دوست دارم بدونم اگه خوردنی در کار نباشه هم کسی عزاداری میره ؟ میخواستم زیارت عاشورای صبحگاهی اداره رو شرکت کنم اما تو اطلاعیه اش نوشته بود با پذیرایی صبحانه، لطفا خیرین هم کمک کنند. حس بدی بهم دست داد و ترجیح دادم بیام تو اتاقم تنهایی بخونم. تو ناهار خوری همش بحث صبحونه ی زیارت عاشورا بود و کیفیت پذیراییش. کسی از فلسفه یاداوری این حماسه یادی نمیکرد. امام حسین هنوزم مظلومه. تبدیل شده به وسیله ای برای بزن و بکوب و بخور بخور و شب تا دیروقت بیرون موندن دخترپسرا و کسب درآمدی برای خیلیا که در ظاهر خدمت به ائمه خرج سالشون رو در میارن. کاش حرمتها رو نگه داریم و اعتقادات مردم رو به گند نکشیم . چند سالی میشه برای رمضون و محرم جایی میرم که خوردنی در کار نباشه و ادما بخاطر اصل ماجرا اومده باشن . (امروز راننده تاکسی که باهاش اومدم سر کار مشکی پوشیده بود و با صدای بلند مرثیه دوپس دوپس گذاشته بود و 300 تومن مابقی کرایه همه مون رو خورد و شاکی هم بود چرا بهش تذکر دادیم قیمت واقعی کرایه چقدره) 
شاید هم من اشتباه میکنم که امیدوارم اگه اینطوره خدا منو به راه راست هدایت کنه. 
5. یکی از دغدغه هام اینه که وقتی مادر شدم چطوری از بین اینهمه رنگ و ریا، اعتقادات واقعی رو به بچه ام نشون بدم. چطور توجیهش کنم تناقضهایی که افراد ظاهرساز منفعت طلب بوجود میارن. من تو روستا بزرگ شدم و شغل اصلی مردم کشاورزی بود. کسی نقش بازی نمیکرد. اگه کسی سینه میزد گریه میکرد بخاطر اعتقادش بود . سو استفاده مالی از این قضیه نمیبرد . نذری های مردم خرج مراسم میشد و اگه اضافه میومد خرج بهسازی مسجد. خادمین مسجد بین خودشون تقسیم نمیکردن. موندم چطور به بچه ام بگم دزدی هایی که به اسم امام حسین انجام میشه دقیقا خلاف راه و روش اون خاندانه. فکر میکنم تربیت بچه واقعا یکی از سخت ترین کارهاست. 


الهی که خدا بصیرتی بهمون بده که درست رو از نادرست تشخیص بدیم. الهی که حواسمون باشه اگه دین داریم به دنیا نفروشیمش و اگر دین نداریم به چهارچوب اخلاقی پایبند باشیم. الهی که این روزها فرصتی باشه که بیشتر فکر کنیم و تغییرات روحی مثبتی ایجاد شه.
 التماس دعا (این رو به عنوان اون جمله کلیشه ای ندونید. واقعا به دعای خیرتون محتاجم)
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۵

نظرات  (۱۰)

چند سالی میشه که فقط برای چند دقیقه سینه زدن میرم به دسته ها
وگرنه نشستن پای مرثیه ها و داستان های من درآوردی راه به جایی نمیبره
خستم از داستانهایی که هر سال جور دیگه ، با محتوای دیگه تعریف میشن
همه چیز توش بولد میشه غیر از شهادت غریبانه و مظلومیت آقا
خدا کنه هیچ وقت نشیم جزو دسته ای که با درآوردن اشک مردم نون شب در بیارن

پاسخ:
سلام 
نمیدونم چی بگم 
داره  به سمتی میره که اصل قضیه فدای ظاهر شده 
خدا همه مون رو به راه راست هدایت کنه آدمهای بهتری بشیم
سلام ریما اون یه کیک ساده بود
به پای نون های خوشمزه ی شما نمیرسه 
کتابهات را اگه دوست داشتی معرفی کن بخونیم
منم از این بحثا زیاد میکنم با همسرم نداشتن شناخت به امام حسین ع و خانوادش و در کل زندگی نامش و همینطوری عزاداری کردن
ولی من ته قلبم اعتقاد  دارم هرکی یه جوری خدا را میبینه حالا هر کسی یه جوری امام حسین را عزاداری میکنه (صرف نظر از قمه زدن و اینکارا )
از دسته های عزاداری ، تعزیه ، کاروان های نمادین ،و... خوشم میاد .
ما نمیدونیم چی تو دل مردمه شاید اون دختر پسری که نه به عشق امام حسین بلکه به عشق همدیگه اومدن بیرون شاید یه موقع یه جایی دلشون واسه این واقعه بلرزه .
خیلی از مردم هستن که میرن مسجد اما جز منفورترین آدما از لحاظ شخصیتین 
خیلی دیگه هستن که نماز نمیخونن اما امام حسین بهونه ای میشه تا پا به مسجد بزارن در صورتی که شخصیت و کردارشون بد نیست 
اصلا نمیشه آدما را قضاوت کرد
به قول سهراب کاش این مردم دانه های دلشان پیدا بود
پاسخ:
سلام بهار جون
نوش جونت باشه 
کتابی که بخاطر ترجمه ی افتضاح انگلیسی اش رو دارم میخونم cashflow quadrant هست از  robert kiyosaki. در حوزه دانش اقتصادی و سرمایه گذاری و این صوبتاست. اگه به موضوعش علاقه نداشته باشی ممکنه خسته ات کنه. 
واقعا همینطوره. کاش یاد بگیرم قضاوت نکنم . ظاهر ادما دلیلی بر باطن و نیتشون نیست

۲۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۸ مارال آلنی
کلا ترجمه برخلاف اون چیزی که بعضی هادفکر میکنن کار سخت و تخصصی هست هم باید زبان اصلی رو خوب بفعمی هم اید رو حوزه ای که داره حرف میزنه تخصص داشه باشی در غیر این صورت به درد نمیخوره. ریما منم خیلی از اتفاقات و مراسمهای این روزها رو با شکل و شمایل جدید دوست ندا رم کلا هر چیزی که اینقدر ریا توش قاطی بشه به مرور تاثیرات بدی داره. امیدوارم خدا بهمون توانایی تربیت  بچه در راه درست رو بوه. 
پاسخ:
همینطوره. ترجمه درست و روان اصلا حس ترجمه به آدم نمیده. فکر میکنی فارسی نوشته شده
منم امیدوارم مادرهای خوبی بشیم
سلام عزیزم.. 
واقعا منم همیشه این علامت سوال واسم هست که چجور میشه چشم بچه رو به واقعیت بازکرد.. خدا خودش کمکمون کنه
منم اصالتن بچه ی روستا هستم.. 
منم گاهی هم دلم می خاد برم عزاداری، هم بخاطر اینجور مسایل نمیخام.. 

پاسخ:
سلام زهرا جون
همینطوره. خدا کمکمون میکنه
انشالله عاقبت همه مون خیر باشه 
سلام. خب من فکر میکنم تا وقتی که یه عده ای حاضرند برای چرندیات پول بدهند ، خب طیعیه که یه عده ی دیگه میآیند و جفنگ به خورد ملت میدهند. اکثرا  اون مداح و .... را که میاد چرت و پرت میگه را نکوهش میکنند ولی به نظر من کار کسایی که به اینها پول میدهند به مراتب بیشتر قابل نکوهشه . اصلا آقا اون دلش میخواد ما را خر فرض کنه و از این راه پول دربیاره و اموراتش را بگذرونه ، ما ها یی که بهش پول میدیم و دعوتش میکنیم و میشینیم پای منبرش که کارمون احمقانه تره . اون حداقل از این راه شکم خود و خوانوادش را پر میکنه و اموراتش میگذره ، ما ها چی گیرمون میاد؟ جز اینکه اعتقاد، پول، وقتمون را حروم میکنیم؟ فقط ته دلمون خوشه که کار خداپسندانه ای کرده ایم برای آخرتمون!!!!
در مورد ترجمه: یعنی دلم میخواد با جفت پا برم تو صورت این  مدل مترجم ها :( یعنی لذت کتاب خوندن را بر آدم حروم میکنند.
چند سال بود دلم میخواست کتاب مهمانی از سیمون دوبوار را بخونم. تا اینکه قبل از عید تو کتابخونه دانشگاه دیدم و امانت گرفتم. یعنی فقط تونستم یه پاراگراف را بخونم و تمام هوس خوندن این کتاب در من خفه شد. دلم میسوخت با کلی وسایل این کتاب را هم کول کرده بودم و آورده بودم خونه و باید یه بار دیگه هم میبردمش! یعنی اگه براش پول داده بودم که احتمالا چند شبی هم از ناراحتی خوابم نمی برد:)
پاسخ:
سلام زری جون 
میبینم شما هم درد کشیده ای مث من 
واقعا حیف از تحمل وزن کتابی که نشه از خوندنش لذت برد
زری یه اتفاق جالب : دیروز یکی از همکارای 4 طبقه پایینتره اداره اومده بود نذری زوری جمع میکرد. مدرک و مجوزای ثبت هیئتش رو نشون میداد که بگه کارش درسته. خب بنده خدا ثبت کردی اوکی، اما من شاید نخوام نذریهامو به تو بدم. دلم بخواد خودم به فقیرایی که میشناسم بدم. الانها دیگه تعداد برگزار کنندگان مراسم بیشتر از عزادارا شده. هیئتهایی رو دیدم که سینه زن هاش کمتر از طبال و سنج زن و علمدار و پرچمداراش بوده . 
کار خودته ریما جون، پاشو کتاب انگلیسی رو بردار و خودت ترجمه اش کن. یک نسخه اش را هم امضا کن و برای من بفرست. لطفا.
چیه؟ مگه ما چمونه؟ به ما نمیاد دوست نویسنده یا مترجم داشته باشیم؟ مگه ما اینجوری ییم؟ بجنب دیگه...منتظریم.
امضا: خیل عظیم طرفداران  هواداران شما.
پاسخ:
سلام برنا جان
من یه کتاب نوشتم و ناشر حقمو خورد دیگه دستم به نوشتن نمیره 
به شما که همه چی میاد
دوست مترجم کمترینشه
فقط اون مترجم عزیز من نیستم. من اون دوست نونواتم 😂
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۶:۰۵ عباس زاده
سلام علیکم مومن
کربلا روزیتون ان شاالله
محتاج دعا هستیم مومن
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پاسخ:
سلام 
ممنون از لطفتون 
برای شما هم همینطور انشالله
سلام ریماجان
تازه الان وبتوشروع کردم به خوندن ونمیخواستم کامنت بذارم بعددیدم شایددوستای خوبی شدیم واسه هم گفتم بذارم:))
خیلی پاراگراف عاخرت دلمولرزوند.
خیلی ازاین آدماکه هم خونمم هستن متاسفانه وادعای دینداریشون میشه اماهم تهمت میزنن،هم حق آدمومیخورن وهم کلی کاردیگه که....
نمیدونم چیکاربایدبکنم
ی وقتایی ته دلم کلی فحششون میم بعدمیگم خدایاخودت حقونشون بده وناحق روهدایت کن اماجوابی نشنیدم:(
امیدوارم هیچ وقت ظلم وستم وریاواینجورصفاتای منفی رودرهیچ کس وناکسی نبینیم واین صفات ازبین بره...
پاسخ:
سلام الف جان
ممنونم که برام کامنت گذاشتی 
منم امیدوارم دوستای خوبی بشیم واسه هم 
چقدر جمله آخر ت دعای قشنگی داشت. آمین. امیدوارم خوبیهای اطرافمون بیشتر از بدیها باشه
۰۴ آبان ۹۴ ، ۲۰:۱۳ Mozheee.blogsky.com
دوست من باورت نمیشه یکی از عذابهای روح من این شده که چراااا وقتی نیاز نداریم نذری قابلمه ای میگیریم
اگه برای تبرکش هست چرا بجای یه ظرف نذری چهار پنج تا گرفته میشه ؟؟ از دغدغه های فکری که چه عرض کنم سوهانهای روحم پوشش نامناسب بعضی از خانومهاست که چرا پوشش مناسب هرجایی رو رعایت نمیکنن و همه جا با پوشش مجلسی میان؟؟ یکی از دغدغه های اخیرمم این شده چرا تو مجالس عزاداری یا مجالس عرفانی یا ختمها یاد هرچی تعریف کرده و نکردشون برای هم میوفتن اگه برای عزاداری یا همدردی رفتیم پرحرفی و پچ پچ برای چیه؟؟
نگرانییت رو برای بچه آیندت کاملااا درک میکنم:(((

پاسخ:
عزیزم. قربون روح پاکت برم که از این مسئله عذاب میکشه
واقعا همینطوره. امیدوارم فرهنگ نذری جا بیفته 
خیلی چیزا رو قدیمیها رعایت میکردن مثل حرف نزدن تو مسجد که امروزه کمرنگ شده 
خدا آخر عاقبت خودمون و بچه هامون رو به خیر کنه
ریما جون چقدر نذری ات قشنگ بود، یعنی فوق العاده بود. آره عزیزم یک کیلو و نیم برنج خیلی میشه. چه خوب کردی نذری دادی. من هم دو سال پیش ماه رمضون آش نذری دادم، البته اون موقع خونه حیاط دار بودیم و خداییش اصلا اذیت نشدم. تازه همسایه مون یه پیرزن بود که کلی دیگ و سبد و گاز تک شعله و .... داشت. خلاصه ما در کمال آرامش با کلی امکانات آش را پزوندیم:)
نذرت قبول باشه و از ثوابش برسه به امواتت.
یه اعتراف هم بکنم، من هم تا حالا تو صف نذری نایستادم ولی وقتی ناغافل یکی برامون در خونه نذری میاره (که خیلی کم پیش میاد) ، خیلی خیلی خوشحال میشم و کلی اون موقع از خودم ناراحت میشما ولی خب به اون درجه از شعور نرسیدم که اینقدر خوشم نیاد و یه جورایی برام علی السویه باشه:(
در مورد اون کمک اجباری؛ پارسال بابام رفته بود شهرستانمون و روز آخر هیأت یه نفر از همشهری ها اومده برای حقوق ده روزه ی آخوند از بابام پول بگیره، حال کردم با اینکه بابام تو جمع همشهری ها رودربایستی داره ولی با صراحت گفته بود من برای آخند پول نمیدم. یعنی اینقدر حرفهاش رو اعصاب بوده بابام میگفت کلی به زور تحملش کردیم حالا بیام پول هم بدم خخخخ به نظرم اگر تو این موردها ترس نداشتیم که از دید دیگران برچسب ضد دین بودن بهمون میخوره و راحت نظرمون را بیان میکردیم اینقدر دچار ریا نمیشدیم.
پاسخ:
مرسی از تعریفت زری جون
خدا از اون خونه حیاط دار ها و پیرزن همسایه مهربون دوباره نصیبت کنه. نصیب ما هم بکنه. خداییش تو آپارتمان و با گاز های خونگی کار سختیه
مرسی عزیزم. خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه
واقعا همینطوره. از ترس برچسب نخوردن کارهایی میکنیم که اعتقادی بهشون نداریم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">