آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

بارون نوزدهم دی ماه

شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۱۴ ب.ظ
سلام 
خدا رو شکر به لطف دعای خیر و توصیه هاتون فعلا بهترم. 
این روزها درگیرم بین احساسات منفی که از محیط کار و شرایط زندگی میگیرم و احساسات مثبت و انگیزه بخشی که از کتاب خوندن به دست میارم و میخوام تو زندگیم جریان پیدا کنه. نتیجش میشه اینکه گاهی تو دلم تابستونه گاهی زمستون . 
از بارون امروز لذت بردین؟ من تو محیط کار اتاقی که دارم پنجره نداره و از هوا بیخبرم . تو مسیر برگشت داشتم از شیشه ی بارون خورده ماشین و صدای آروم رادیو لذت میبردم که آقا پشت سری شروع کرد به دلداری دادن دوست دختر- کیس احتمالی یا هر چیزی ! همون حاج خانومشون ! گویا حاج خانوم درسی رو تو امتحان پایانی از 15 شدن 5، و اعتراض و شکایت داشتن که چرا استاد ارائه شون رو از 5، 5 نداده که پاس شن. و این برادر عزیز که گویا خودشون استاد هم بودن یکی میزدن به نعل یکی به میخ. میگفتن من میدونم تو کم کاری نکردی اما کسی جز خودت هم مقصر نیست :)))) 
و خلاصه این گفتگوها و لحن احساسی این برادر بزرگوار به مدت 45 دقیقه رو اصاب من و بقیه سرنشینان بود. چند بار میخواستم محترمانه بهش تذکر بدم ، از اینکه ممکنه جلوی حاج خانوم آینده حس بدی بهش دست بده عذاب وجدان گرفتم و سکوت کردم. تو دلم هم داشتم به پسرک نصیجت میکردم که برادر من ! دختری که مسئولیت درس افتاده اش رو نمیپذیره اونوقت میخوای مسئولیت زندگی رو بپذیره؟ 
دوستان دانشجو لطفا درسهاتون رو خوب بخونین و نمرات درخشان بگیرین باعث افتخار ما و اشخاص خاص زندگیتون باشین :دی 
به نظرتون ممکنه فردا برف بیاد؟ ادارات تعطیل شه و من بمونم خونه؟ از اینکه آخر هفته ام به خواب از نوع بیهوشی گذشت و چیزی ازش نفهمیدم دلخورم. دلم آخر هفته ی خوب میخواد. 
ما فعلا بریم پیاده روی زیر بارون تا ببینیم فردا که میریم پیش دکتر رژیممون، خوش خبر خواهد بود یا خیر :)))
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۱۹

نظرات  (۱۰)

اون برادرمون منو یاد این بیت میندازه :
"دوستت دارم ولی این ماهِ دی را صبر کن، کافه گردی ها بماند بعدِ فصلِ امتحان"
خوب شد چیزی بهش نگفتین بنده‌خدا بور میشد :))))
برعکس شما اتاق کار اینجانب یک پنجرهٔ نه‌چندان کوچیک داره که بارونو خیلی قشنگ نشون میده، ازونجایی که نمای اطراف کوهه و این روزها برف روشون نشسته کلا یه ماگ پر از قهوه میخواد و خالی بودن اتاق و زل زدن به اون منظرهٔ دلنشین :)

پاسخ:
:))))))
خیلی خوب بود 
آره :)) خوب شد صبر پیشه کردم و سکوت کردم چیزی نگفتم 
خوش بحالتون 
اونجا اتاق کار نیست که ! خوده بهشته ! همانا شما از سعادتمندانه روزگارید :))
جای ما رو هم خالی بفرمایید 
اصلا توصیفشم دل ما رو برد
۲۰ دی ۹۴ ، ۱۱:۲۸ مارال آلنی
خدا رو شکر که بهتری دوستم. وای ریما بارون عالی بود من صبح یه جلسه ای داشتم برگشت با اینکه امروز امتحان داشتم و کم خم خوابیده بودن شبش ولی کلی پیاده روی کروم گفتم معلوم نیست باز کی بارون بیاد که بشه زیرش قدم زد. آخه که تو هوای بارونی میشینه درس بخونه😅😅 ریما کلا درس خوندن تو این دوره زمونه تغییر کرده قبلا ها یادم اولا درس رو کسی که علاقه داشت میخوند حداقل تو مقاطع بالا ثانیا هم که اگه کسی هم تقلبی میکرد و اینا به کسی نمیگفت الان طرف میگه برم بشینم تقلب بنویسم بقیه هم میگن به چه خوب بعد همون طرف میگه میخوام کنکور مقطع بالا شرکت کنم میگن آره حتما برو تو استعدادش رو داری بعد من نمیدونم این واقعا یعنی چی الان😮
پاسخ:
مرسی مارال جونم 
ای جان :* خسته نباشی از جلسه و امتحان . چه کار خوبی کردی پیاده روی کردی زیر بارون و 
آره مارال . دقیقا همینه که میگی و اونایی که تایید میکنن دسته اول رو خیلی جالب ترن :)))
۲۰ دی ۹۴ ، ۲۱:۱۸ گمـــــــشده :)
الهی...معلومه تعطیلی لازمین ها...:))
پاسخ:
معلومه؟ خیلیییییی لازم دارم :دی 
کاش رئیسمون هم اندازه شما فهمیده بود ;)
بابالنگ دراز بهم گفته بود اگر مشروط شم بهم افتخار میکنه:| :دی


+ منم همیشه سعی میکنم تو تاکسی با تلفن صحبت نکنم، اما گاهی واقعا آدم مجبوره مجبووور...دختره داشته نق نق میکرده اگه این قطع می کرد که هفت سااال پاکی نداشت!
پاسخ:
چه بابالنگ دراز خوبی :دی شاید به چیزای دیگه ای افتخار میکنه خب 
آره دختره بدجوری میخواست حرف بزنه اصلا هم قانع بشو نبود :)))) 

دیگه خوراک نپختید؟ کلا دیگه نمیخواهید بنده آزاری نمایید؟ نه جان من؟ تو رو خدا؟
عکس نذاشتید آخه...از اون لحاظ پرسیدم...
:)))
آقا دانشجو نگو، بگو طلب کار....همه زمین و زمان رو مقصر میدونند و بد و بیراه میگویند جز خودشان
اصلن یک جوری از تو درخواست نمره میکنند که اگر نمره ندی انگار ارثیه پدریشان را بالا کشیده ای...
چنان طلبکارانه حرف میزنند که انگار کسی جز استاد، باعث افتادنشان نبوده و نیست و نخواهد بود.....همه اینگونه نیستند البته، اما نسبت اینگونه افراد، خیلی بیشتر از دانشجویان عادی است.
وای....چقدر حرص خوردم موقع تصحیح اوراق...
اصلن این چه پستی بود شما گذاشتی؟ همش تقصیر این پست شماست.
من از اون شیرینی ها که اون دفعه درست کرده بودید میخوام اصلن. سوپ و آش و اون مرغ خوشکله و سبزیجاتم میخوام.
پاسخ:
سلام علیکم 
نخیر جانم. چیزی نپختیم. رژیم داریم ، مریض هم که بودیم دیگه کلا مطبخ خاموش است. چشممون زدین 
اینقد که گفتین دلم آب افتاد چشمم خواست و ... کوفتمون شد تبدیل به مریضی شد ! الان علت بیماریمو هم فهمیدم :))) 
اوه اوه چه دل استاد خون ه ! 
اعتماد بنفس بچه های این دوره زمونه بیشتر شده و به طبع اون دردسرایی که واسه استادا تولید میکنن هم بیشتر 
ما ها جرات میکردیم بریم پیش استاد چیزی بگیم؟ نه والا ! 
اگه چیز دیگه ای هم خواستین به لیست اضافه کنین;) در خدمتم :)))
ای بابا، بیچاره پسره چه مخمصه ای گیر کرده بودا :)))) ولی خب یه ذره تازه کار بود میتونست راحت تاکسی را بهونه کنه و مکالمه رو تموم کنه.
من هم نمی تونم این چیزها را تذکر بدم. نمیدونم خوبه یا بده؟! من حتی با سردرد شدید باز هم  صدای بلند رادیو را که داره اراجیف میگه را هم نمیتونم از راننده بخوام که کم کنه. با خودم میگم اگر قرار باشه هر کی سوار میشه یه دستور بده که این بیچاره کچل میشه!!!! بخاطر همین همیشه تحمل میکنم:(
پاسخ:
آخ گفتی 
امان از رادیو هایی که اراجیف میگن و راننده هایی که بلندگوشون عقبه ، شیشه ماشینم دادن پایین، هی صدا رو بلندتر میکنن که بشنون
من با رادیو و آهنگ راننده مشکلی ندارم معمولا ازشون درخواست میکنم ، کچل شدن راننده رو به کر شدن خودم ترجیح میدم :)))
اما با این پسره واقعا نمیدونستم بگم یا نگم . صداش خیلی بلند نبود بیشتر پرحرفیش رو اصاب بود 
جونیه و عاشقی و .... :)))
به چی دیگه مثلا؟ :دی
دهه..
پاسخ:
من جواب داده بودما ! یادم نیست دقیقا چی اما مطمئنم جواب داده بودم که الان نیست
مثلا به اینکه اینقد فرهیخته ای و کتاب خون
اینقد خیر و دستگیر هستی و دل بزرگی داری
اینقد با سلیقه ای تو آشپزی و دکوراسیون و ... 
اینقد مهربونی و ارتباط خوبی با اطرافیانت و خونوادت داری
دیگه چی میخواد؟
سلام ریما خوبی ، فک کنم  ما همه اینطوریک ، یه روز زمستون و یه روز بهار
پاسخ:
سلام عزیزم 
همه ی روزات بهاری باشه بهار جونم
دیگه چیزی به روزای پرنور نمونده ، حال دلمون و روحمون بهتر خواهد شد :)
ریما جون سلااام 
امتحانام تموم شد، خدا رو شکر راضی بودم. بغیر از یکیش که درس شب امتحان نبود و متاسفانه واسه من شد شب و امتحان و امیدی بهش نداشتمووووو ناپلئئئونی پاس شد، بقیه خوب بود.. 
اتاق من برعکس شما سمت راشتم کلا دیوار شیشه ای هست، از زمین تا سقف، روزای بارونی عااالیه ولی متاسفانه کو بارون؟:((((
خدا خودش یه عنایتی بکنه
پاسخ:
سلام عزیزم 
خدا رو شکر. چه خبر خوبی . همون که پاس شد و نیفتاد به ترم بعد خیلی خوبه. درس یه ترم رو تو یه شب خونده بودی و میخواستی 20 شی؟ :))) 
جدی؟ خوشبحالتون با این اتاق پرنورتون. اونم آفتابهای سمت شما که واقعا آفتابه !
انشالله بارون هم بباره و لذتشو ببرین 
ما که فعلا غرق آلودگی هستیم 
خدا بخیر کنه
۲۸ دی ۹۴ ، ۱۶:۵۸ مارال آلنی
سلام ریما جون خوبی دوستم؟ چند وقتی نیستی گفتم یه احوالپرسی بکنم. امیدوارم همه چیز خوب باشه. 
پاسخ:
من به فدای دوست مهربونم :* 
قربونت برم 
خوب نبودم اما خدا رو شکر الان بهتر شدم 
مرسی از احوالپرسی و مهربونیت :* 
منم برات روزهای آروم آرزو میکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">