آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

فهرست وار

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۴ ب.ظ

سلام و روزتون بخیر

اومدم اعلام حضور کنم و فهرست وار مرور کنم :

این مدت بازدید معاونِ وزیر از محل کارمون بود و من هم درگیرش بودم

ترشی آلبالو گذاشتم

رشته پلویی خریدم که سر فرصت واسه اولین بار رشته پلو درست کنم

رفتیم شمال واسه خواهرزاده و برادرزاده همسرم تولد مشترک گرفتیم

اوضاع محیط کار همچنان در حاله ای از ابهام است 

خوشیِ این روزهام آفتاب درخشان تو آسمونه که بهم انرژی میده

روزهای پرنور رو دوست دارم. از وقتی وزن کم کردم، گرمای هوا مثل قبل اذیتم نمیکنه

دلم برای نوشتن تنگ شده دوست دارم بنویسم اما موضوع خاصی به ذهنم نمیرسه که بخوام بگم

برای همه تون صبر و سلامتی و روزهای پر از حس زندگی و موفقیت و برکت آرزو میکنم.

پ ن : پدرم داره با سرعت زیادی پیر میشه و دیدنِ این تغییرات برام خیلی سخته . زانوشون مشکل داره و در مقابل دکتر رفتن مقاومت میکنه و میگه خوبم مشکلی نیست. همش حس میکنم اگه یه روز نباشن خودمو سرزنش میکنم چرا به زور نیاوردمشون چکاپ. اما تا حالا هرچی تلاش کردم ناموفق بوده. سیگار میکشن و گمون  کنم اوضاع ریه شون  داغون باشه. شما تجربه مشابهی نداشتین که کمکم کنین ؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۷

نظرات  (۱۱)

من هم از پیر شدن بابام میترسم. دو سال پیش رفتیم آتلیه عکس خانوادگی انداختیم. عکس ها که ظاهر شد اونجا متوجه شدم بابام چقدر یهو پیر شده . پوست های گردنش شل شده بود و چروک های دور چشمش خیلی واضح و زیاد. از اونموقع به بعد متوجه ی لاغر شدن پاهاش و جمع شدن شونه هاش شدم. خدا را شکر بابای من تا الان مریضی های از قبیل قند و فشار و ... نداشته. ریما حتما حتی اگر شده با تهدید و دعوا هم شده ببرشون دکتر.
سلام
ایشالا همیشه آفتاب درشان آسمونت بهت انرژی بده خانووومی
ان شالله پدرتون حالشون هرچه زودتر بهتر شه
ریما جان از پیر شدن پدر و مادر نگو که من دعای روز و شبم عاقبت بخیریشونه ، چون پدر و مادر منم با اینکه سنی ندارن بیمارن و سیگار که به هیچ صورت نمیتونیم پدرم را ازش منع کنیم . وقتی هم بهشون فک میکنم غصم میکیره ...
سلام دخترخوب
برای تسکین درد زانوشون به مقدارمساوی )مثلا از هرکدوم نیم کیلو)خرماو دنبه گوسفند رو چرخ کنه وهرشب به زانوش بماله معجزه میکنه
درضمن خوردن تخم شربتی مخلوط باآب هم مفیده

سلام ریما جون. عااااشق یه اخلاق خیلی خوبتم که این روزا توی کمتر کسی هست.. اینکه وقتی اوضاع کارت اونطور که میخای نیست، اینکه وقتی نگران پدرتی و.. میگی خوشی این روزام آفتاب درخشان تو آسمونه. که بنظر من هم نشونه ایمان قوی می تونه باشه و هم توکل بخدا.. 
انشالا بابت خیلی زود بهتر بشن و قبول کنن که دکتر برن. درکت میکنم.. مخصوصا واسه کسی که از خانواده ش دوره این خیلی سخته که تو این فکر باشی که یچیزی سلامت جسم و روانشونو داره اذیت میکنه. یجور حس عذاب وجدان، ناراحتی و دغدغه فکری واسه آدم بوجود میاد. 
انشالا که همه چیز روبراه بشه و توی اون مسیری قرار بگیره که هم خودت دوسداری و هم خدا واست خیر و صلاح می بینه. 

۳۰ تیر ۹۵ ، ۱۳:۰۶ مارال آلنی
به به رشته پلو😋 ان شالله به زودی اتفاقات خوب تو کارت بیفته عزیزم. یکی از بزرگترین چیزهایی که اذیتم میکنه دور بودن از پدر و مادر و دیدن اینکه هر سری دارن پیرتر میشن هست همیشه کلی نقشه میکشم که اومدن تهران بتونم براشون انجام بدم ولی وقتی میان انقدر وقت کم که به هیچ کاری نمیرسیم و باز بعد از رفتنشون حس غم عجیبی میاد سراغم ولی واقعا نمیدونم چکار میشه کرد. اینکه با کوچکترین کاری که براشون میکنیم کلی تشکر میکنن و اینکه واقعا هیچ انتظاری ندارن نمیدونم چی ولی یه حس خاصی داره فکر کنم بیشتر افرادی که از خانواده دور باشن این حس رو دارن . من تقریبا هر روز که باهاشون صحبت میکنم کلی توصیه میکنم و برای دکتر هم اگه لازم باشه خودم بدون هماهنگی باهاشون وقت وکتر رو میگیرم و بهشون بعدش خبر میدم که کلی با زحمت وقت گرفتم و باید بیاین😊 
طرز تهیه رشته پلو رو میذاشتی خب ریما :)
آدمای دوست داشتنی پا به سن گذاشته و دوست داشتنی  اطراف منم همینطورین باید همش لی لی به لالاشون بذاریم و با قربون صدقه رفتن راضی به دکتر رفتن بکنیمشون و یه کمی هم بترسونیمشون از عواقب بیماری هاشون !!
سلام علیکم مومن
ان شاالله که سلامت باشند آقای پدر
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
سلام
خیلی براتون خوشحالم که حس و حالتون خوب بوده و تونستید به سفر برید و کاهش وزن داشتید و حس بهتری نسبت به خودتون دارید.
در مورد پدرتون خیلی متاسفم، درکتون میکنم. باید بدونیم که این یک حقیقت است و ما در آینده ای نچندان دور با تعداد زیادی از سالمندان که تقریبا به ناتوانی میرسند مواجه می شویم، موضوع ناراحت کننده تر اینه که خودشون نسبت به سالم زندگی کردن و سلامت خودشون چندان رغبتی نشون نمیدند...
دسته ای دیگر هم گمان می کنند که اگر برای چک آپ و درمان از فرزندانشان کمک بگیرند مزاحم آنها شده اند. شاید باید با شدت بیشتری اصرار کرد و گاهی به زور متوسل شد...بسته به روحیات شخص، نوع رفتار مناسب متفاوت است. اما در کل این موضوع ذهن من را هم خیلی به خودم مشغول کرده...
بهرحال امیدوارم همواره تن درست و شادمان باشید دوست گرانقدر من
ریماااا چرا دیگه نمی نویسی 
چجور تجربه مشابهی ؟ برای سیگار پدرت منظورته ؟شوهر من سالهای سال سیگار میکشید -بقول خودش از نوجوونی هاش !چندوقت پیش یه یه هفته ای به شدت عرق میکرد -هوا گرم بود ولی نه اونقدر که اینقدر عرق بکنی اونم در حالت نشسته و تو خونه !! چندروزی این عرق کردنها طول کشید - یهو عرق میکرد چنددقیقه بعداونهمه عرق خشک میشد ،انگار نه انگار !!! دکتر درمانگاه سرکوچه  دیدش .  توصیه کرد حتما حتما نوار قلبی وووو- خلاصه اش !!!!! رگهای قلبش گرفته بوده .اونهمه عرق غیر منتظره هم نشونه اش بوده - بلافاصله بستری ووو فنر گذاشتن (یا همون استنت ) وورژیم غذایی زیر نظر متخصص تغذیه ووو .سیگارم مثلا گذاشته کنار !! اگرم یواشکی بکشه که دیگه من نی بینم خودش میدونه وسلامتی اش . ببخش جا نبود خلاصه نوشتم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">