آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

جشن نوسره و سده و میانه بهمن هم گذشت

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۴ ق.ظ
سلام و روز اول هفته تون بخیر. 
زمستون رو به نیمه رسوندیم و یک و نیم ماه تا پایان سال باقی مونده 
دوباره افکار آخر سالی اومده سراغم
از ۹۵ چی میخواستم و به چی رسیدم ؟ 
خیلی از برنامه هام رو یادم نیست، چطور هدفی که فراموش شده ممکن بود محقق بشه؟ 
یادمه میخواستم پیشرفت مالی چشمگیری داشته باشم اما اونهم محقق نشد
خیلی از برنامه هام عملی نشد و موقع اجرا که میرسید از اولویت خارج میشد 
امروز که به سررسیدم نگاه کردم و بعد از مدتها خواستم توش بنویسم دلم گرفت 
از بین سررسیدهایی که به همسر کادو داده شده بود یه جلد چرم شیک که خودکار باکلاسی توش بود و زیر صفحاتش جملات انرژی بخش نوشته بود رو انتخاب کردم. معتقد بودم و هستم اگه مثل آدمهای موفق رفتار کنی موفق میشی. 

اما اشتباهم اینجا بود که عادتِ اونها هر روز نوشتن و ارزیابی کردنه و چندان مهم نیست تو چی نوشته بشه. شاید تازه به دوران رسیده ها خیلی به ظاهر اهمیت بدن، اما ثروتمندان واقعی رو که من  تا حالا دیدم پول بابت آپشن الکی مثل جلدِچرم دفتری که توش یادداشت بنویسن نمیدن. حتی دیدم به مراتب تو خرج کردن، از منه نوعی با درآمد محدود هم محتاط تر عمل میکنن. یه بار که رفته بودم از هفت تیر شلوار خریده بودم و هشتادهزار تومن شده بود، دوست بسیار ثروتمندم که خونوادش هم بازاری و ملاک هستن گفت چرا پولت رو حروم میکنی؟ همین جنس تو بازار سی چهل تومن پیدا میشه. من بخاطر راحتی و آسایشم حاضر نبودم شلوغی بازار رو تحمل کنم اما اون با وجود دارایی بیحد و اندازشون، بیشتر از من قدر پول رو میدونست. 
اوایل هر روز تو دفترم مینوشتم، بعدش فقط وقایع مهم رو مینوشتم. از یه جایی به بعد غرق روزمرگی شدم و فقط میخواستم روزها بگذره تموم شه .
کاش قدردان تر بودم. کاش شکرگزارتر بودم. کاش بیشتر به داشته هام فکر میکردم و با انگیزه هر روز از خواب بیدار میشدم واسه تلاش بیشتر. کاش اجازه نمیدادم آدمهای کوته فکر و حرفاشون روی من اثر داشته باشن. کاش رو خودم بیشتر تسلط داشتم و اینقدر رفتار دیگران و قضاوتشون برام مهم نبود. 
اعتراف میکنم که بهتر از قبل شده ام و با خودم مهربونتر هستم اما هنوز راه زیادی مونده. 
دوستم میگفت اگه فکر میکنی همه دنیا برخلاف میل و خواسته ات رفتار میکنن، خودت رو تغییر بده. درست میگفت. در نگاه من همه آدمها با ضعفهاشون دیده میشن. همکارانم احمق و کوته بین و تنگ نظرند. همسرم از درک متقابل پایینی برخورداره. دوستانم بر اساس منفعت دوستی میکنند. خانواده ام حواسشون به من نیست . خانواده همسرم تو روزمرگی غرق شدن و حوصله سر بر شدن. 
در زندگی واقعیم هیچ کسی رو ندارم که به چشمم خوبیهاش بیشتر از بدیهاش باشه و از بودن باهاش لذت ببرم و دلم بخواد باهاش گپ بزنم. آخه منی که فقط عیبهای خودم رو میبینم چطور میتونم انتظار داشته باشم خوبیهای دیگران رو ببینم؟
دلم میخواد تو این یک و نیم ماه باقیمونده آمار سال ۹۵ زندگیم رو تکون بدم . این روزها که هوا زودتر روشن میشه و امید به بهار هست، آدم خوشبینتر و مهربونتری باشم. 
قبلا هم تصمیم گرفته بودم غر نزنم و مثبت اندیش باشم یادم نمیاد چطور و چه وقت فراموش کردم. 
دوست دارم آدمی بشم که هم در مورد خودش و هم دیگران و اتفاقات محیطی جنبه مثبت رو میبینه. آدمی بشم که فقط تهدیدها رو نبینه، بلکه فرصت رو هم ببینه. 
شما از عملکرد ۹۵ تون تا الان راضی هستین؟ تو این یک و نیم ماه باقیمونده برنامه خاصی ندارین؟
پرستارهای عزیز روزتون مبارک 😊 دوستای عزیزم عیدتون مبارک . دیروز کیک پختم و رفتیم خونه خواهرم اینا و عیدمون به مهمونی خانوادگی گذشت. 
امیدوارم دلهاتون شااااااد باشه و به امید بتپه. الهی که ایمانتون هر روز قوی تر از قبل باشه و چشمتون خوبیهای زندگی روببینه. امیدوارم هر چی از خدا میخواین به خیر و نیکی بهتون عطا کنه و زندگیهاتون پر از لحظات خوش و توام با رضایت درون باشه
این جشنهایی که تو عنوان نوشتم رو امروز تو سایت تایم دات آی آر دیدم. کاش زودتر دیده بودم 😉 بهونه ای میشد سه روز رو شاید شادتر بگذرونم. 
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۶

نظرات  (۲)

۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۰۷ مارال آلنی
سلام ریما جانم. خب راستش من خودم به هدفهای درسیم نرسیدم تو این سال یعنی نمیدونم شاید هم انتظارم بیش از حد بوده ولی خب در کل حسم بد نیست. حرفت رو راجع به توجه به اصل به جای فرعیات حرفت رو قبپل دارم ولی راجع به مثالی که گفتی نه چون کلا تو هرکاری مهم تعادل بین هزینه و‌منفعت هست و برای هر فرذی میتونه متفاوت باشه با توجه به شرایط خاص اون فرد. مثلا خب اینکه تو الان زمان برات مهمتر از هزینه هست اصلا اشکالی نداره البته میدونم حرفت کلی بود و پرداختن به نمونه منطقی نیست:-) ولی خب در حالت کلی حرفت کاملا درسته. 
مهمترین چیز همین که قبول داری بهتر شدی برای خود من همین کلی حس خوب داره. مطمینم اینقدر قوی و‌مصمم هیتی که این بهبود رو همیشه خواهی داشت. 
پاسخ:
سلام مارال جون. 
عاشقتم که بیشتر مواقع حس ات نسبت به خودت و اطرافیانت خوبه. این انرژی مثبت شما را خریداریم 😉
منم باهات موافقم و متوجه منظورت شدم. 
مرسی 💋💋❤❤🌻🌻
منم توی دنیایی واقعی فکر میکنم کسی را ندارم ، خانواده ام حواسسون بهم نیست و دوست درست حسابی ندارم ، چرا ریما ما اینطوری شدیمم؟!
نوشتن اهداف خیلی مهمه ،من اهدافم را سالانه مینویسم ، اما ارزیابی روزانه را نمیدونستم ، منظورت همون کارهای روزانس ؟!یادم باشه اینم اضافه کنم به نوشته هام ، جدا از اینا نوشتن خاطرات هم خیلی خوبه نه اینکه یه سری کارهای تکراری را لیست کنی و از بی حوصلگی تند تند بنویسی ، احساسی که داری نیازی که به نوشتن داری را توی دفتر بنویسی ، روزگارت خوش ریما جان
پاسخ:
نمیدونم دقیقا بهارجون. در مورد خودم فکر میکنم بخاطر دیواری که دور خودم کشیدم و کسی رو به منطقه صمیمیت راه نمیدم تنها شدم. انگار از اعتماد به ادمها و اینکه ناامیدم کنن میترسم
امیدوارم موفق بشیم و روز به روز حالمون بهترشه 
مرسی عزیزم. روزگار تو هم خوش باشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">