آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

در مسیر خوشحالی 😊

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۲۱ ب.ظ

دیروز کل دفتر یادداشتم رو خوندم 

دیدم چیزایی که مد نظرم هست اصلا تو اهداف نوشته نشده بود و چیزایی که نوشته بودم و روش تاکید کرده بودم انجام شده بود که بطرز غیرمنصفانه ای فراموش کرده بودم. 

وقتی نوشته هام رو میخوندم و حال و هوای اون روزهام برام زنده شد حیفم اومد که چرا روزهای بیشتری ننوشتم. چرا دفترچه یادداشت قابل حمل سبک با خودم به سفرها نمیبردم که وقتی زیر درخت دراز کشیدم و نور خورشید از لابلای برگها رو صورتم میتابه بنویسم که چقدر اون لحظه شاد و خوشحال بودم. 

سالها مامانم رو بخاطر باورهای خرافاتیش شماتت میکردیم اما الان در خودم رگه هایی از اون حس میشه. از چشم خوردن و حسادت اطرافیان میترسم. شاید بخاطر آدمهایی بوده که با رفتارشون بهم فهموندن از خوشحالی من خوشحال نمیشن بلکه حتی دچار سوزش در برخی نواحی هم میشن. 

مثل دخترعمه چاقم که وقتی لاغر شدم گفت چقدر ضعیف شدی چهره ات افت کرده، در حالیکه هیچکدوم از دوستان باشگاه و یا همسر و خانوادم چنین نظری نداشتند. انگار تمام سالها تلاشش واسه لاغر شدن و شکست خوردن باعث شده بود لاغر شدن من خار چشمش باشه. 

یا وقتی از سفر خارجی برگشتیم جاری عزیزم گفت شما چرا بجای سفر رفتن خونه تون رو عوض نمیکنین؟ انگار ما مقصر دعواهای زناشویی سالهای اخیر اونها هستیم، که خانم معتقده باید بیشتر سفر و تفریح برن و برادرشوهرم در فکر ساخت سومین خانه در شهر محل سکونت و اولین ویلای جنگلی ش در شماله. 

حقیقتا گاهی از دست خودم عصبانی میشم که فروتنانه رفتار میکنم. من که نیومدم بخاطر لاغری/ سفر یا هر چیز دیگه ای پز بدم، حتی ازش حرف هم نزدم، تو چرا شروع میکنی به زخم زدن؟ قبل از ازدواجم اصلا آدم ملاحظه گری نبودم و خیلی رک جوابی درخور فرد (ویرانگرترین جواب ممکن که طرف دیگه بعدش هیچی نتونه بگه) میدادم. اما انگار با افزایش سن یاد گرفتم رو عقده های مردم نمک نپاشم که اشتباه میکردم. بنظرم آدم باید خوشیهاش رو داد بزنه، هرکی دوستدارشه شاد میشه و هرکی حسوده و میخواد زخم بزنه بیشتر بسوزه. 

واسه در امون موندن از این دست آدمهای زندگیم یاد گرفته بودم موفقیتهام رو پنهون کنم و ناچیز نشون بدم که مبادا چشم بزنن یا بخوان آسیب روحی بهم وارد کنن. الان فهمیدم این دسته آدمها اینقدر غرق نداشته هاشون هستن که تو کار تجسس در زندگی دیگران و کشف نداشته ها و ضعف های دیگران استاد شدن. 

تصمیم دارم رو خودم کار کنم، از داشته ها، خوشی ها و موفقیتهام با افتخار حرف بزنم / بنویسم تا باورم شه. میخوام دست بردارم از خود کم بینی و تواضع مسخره ای که باعث شده خودم رو دست کم بگیرم . میخوام از این به بعد یاد بگیرم حرفهای مفت رو محترمانه قطع کنم. وقت ما، گوش و چشم ما کارهای مهمتری به عهده دارن. اعصاب و روان ما باید در خدمت اهداف زندگیمون باشه، نه در خدمت گزافه گویی های مردم.

من تو اداره هیچ کسی رو با اسم کوچک صدا نمیزنم، با کسی دوستی فراتر از محیط کار برقرار نمیکنم. حتی تو اینستا و ... هم واردشون نمیکنم و کاملا رابطه کاری محترمانه رو حفظ میکنم. با این حال دو روز ذهنم درگیر این بود که چطور همکارم (خانم ) به خودش اجازه داده بیاد در مورد نحوه از بین بردن موهای زاید بدن و یا اینکه چی شد الان دنبال قرص پیشگیری اورژانسی میگرده توضیح بده. باورم نمیشد تمام مدت عین بز فقط نگاش کردم و چیزی نگفتم. تو اون دو روز ذهنم درگیر این بود که چه جوابی باید میدادم؟ چه کار کردم که به خودش اجازه داد وارد اتاقم بشه و بی مقدمه این موضوع رو پیش بکشه. واقعا جوابی نداشتم. اگه حرفش رو قطع میکردم و مینداختمش بیرون، دیگه کارهای مشترک رو انجام نمیداد. اگه لی لی به لالاش میذاشتم ممکن بود بخواد پاشو فراتر بذاره.

متاسفانه خجالتی بودن یا ترس از طرد شدن (یا هر علت دیگه ای که هنوز کشفش نکردم) باعث شده تو شرایطی قرار بگیرم که ندونم چه کاری درسته. مسلما راهی بین سکوت و دعوا کردن وجود داره. چطور ادم میتونه هم حرفشو بزنه و حریمش رو مشخص کنه، هم دعوا نکنه و بشه به رابطه محترمانه ادامه داد.

از کجا به کجا رسیدیم 😂😂😂 

خلاصه اینکه واسه هدفگذاری های جدید منتظر سال نو و اسفند نیستم و از همون دیروز دارم به خودم، خواسته هام، عیب و ایرادها و خوبیهام ،ملزومات رسیدن به هدفهام و .... فکر میکنم. کاملا موافقم که فکر کردن یکی از سخت ترین کارهای دنیاست. آدم مغزدرد میگیره . 

شما هم بگین دوست دارین چه چیزی رو از همین امروز شروع کنین؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۷

نظرات  (۶)

هزار آفرین به شما
کاش همه مثل شما باشعور بودند...
پاسخ:
بابت چی  تشویق شدم؟ 😊
ممنونم از لطفی که به من دارین
بنظرم مردم خیلی تنگ نظرن ریما، همیشه نداشته هاشون را با داشته های بقیه میسنجن و این مقایسه درست نیست ، زندگیا همش شده مقایسه ، خیلی وقتتا خیلی چیزا را دوست دارم شروع کنم مثل تفکر مثبت ، این روزا حالم خیلی بد درگیر ویار شدیدم ، واسم دعا کن .
پاسخ:
چه خبر خوبی دادی
چشم بد از خودت و بچه ات دور باشه . انشالله به سلامتی این روزا رو پشت سر بذاری و بغلش کنی
مراقب خودت و حال دلت باش. 
چندوقتی بود سر تزده بودم اینجا، چهار پست اخرت رو یعنی.
خیلی وقتا احساس تشابه فکری زیادی باهات دارم اما این بار تو این نوشته هات بعضی جاها واقعا حس میکردم خود خودمم. در مورد اینکه ما رعایت دیگران رو میکنیم و داشته هامون رو پنهان میکنیم که یه وقت اونا از نداشتن اون چیزا ناراحت نشن! و مدتیه فهمیدم چقدر این کار بعضی جاها مسخره اس!
مثال ملموسش بخوام بگم بهت من تو یکی از سه چهار دانشگاه اول کشور دارم دکترا میخونم و پاره وقت چند جا تدریس دارم، خانواده همسر اعم از جاری و خواهرشوهر نهایتا لیسانس و یا اکثرا دیپلم ان!! من به شکلی از مشغله هام بعنوان یه دانشجوی رشته فنی سنگین تو اون دانشگاه چیزی نمیگم و هیچوقت کوچکترین بیان نمیکنم که اینا فک میکنن من بیکارم! یعنی نمیفهمن خود دانشجوی دکترا بودن به تنهایی اونم تو یه شهر دیگه سکونت داشتن چقدر سخت و زمانبره و انگار مثلا من دارم دوره دبیرستانم رو میگذرونم!!! جالبه من به خاطر علاقه ام به کارای غیر درسی خیلی میرسم، یعنی اشپزی و تزیین غذا، یا علاقه ام به خیاطی که حدود سه ماه کلاس رفتم قبل کنکور ارشدو گاهی واسه خودم دامن یا مانتویی چیزی میدوزم یا چنین کارایی! بعد جاری دیپلمه خانه دار من یکی از این چیزا رو که دیده بود میگفت خب بیکاری !!! ...
چقد حرف زدم فقط انگار یهو حس کردم چقد جملاتت وصف حال من بود که من هم باید از حالا خیلییی رو خودم کار کنم.
امیدوارم هر دو موفق بشیم
پاسخ:
سلام صنم جون
من فهمیدم اگه به بقیه چیزی رو نگی و انتظار داشته باشی خودشون بفهمن، در اغلب موارد ناامیدی میاره. اونها که نمیدونن دکترا خوندن یعنی چی! تجربه مشابهی تو دانشگاههای تراز اول هم نداشتن که بدونن چه خبره. بنظرم شروع کن کم کم از شلوغ بودن سرت و اهمیت کارهات بهشون بگو که انتظاراتشون از تو پایین بیاد . 
در مورد استعدادهای هنری ات درک میکنم چی میکشی. افراد وقتی حسادت میکنن سعی میکنن استعداد و هنر تو رو به بیکاری و مسایل دیگه ربط بدن که بی هنری و بی کفایتی خودشون رو توجیه کرده باشن. خوشحال باش که اونا در ذهنشون تو رو با خودشون مقایسه کردن، تو این مقایسه بازنده شدن، و حالا دارن بخاطر پنهون کردن ضعفشون کارهات رو کم ارزش نشون میدن. 
از آشنایی باهات با وجود اینهمه شباهت خوشحال شدم. 
بازم فرصت کردی  برام بنویس 
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۷ مارال آلنی
نظر این پست رو اون موقع که خوندم تا نصفه نوشتم و بعدش یهو یادم نیست چه کاری پیش اومد که برگشتم دیدم پاک شده و باد دوباره بنویسم و گفتم شب مینویسم که بازی نشد و الان چه فکر میکنم یادم نمیاد چی نوشته بودم ولی خواستم بگم این پستهای اخیرت همشون عالی بودن دوستم برمیگردم باز😀
پاسخ:
من نظراتمو میخوام 😂😂 میفهمم چی میگی. خیلی نامردیه که خودبخود ذخیره نمیکنه و میپره
مرسی عزیزم 
۲۷ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۱۱ مارال آلنی
سلام ریما جان بالاخره اومدم تا کامنتهات رو پس بدم خودم😁 چقدر خوب چه مدرک پیدا کردی و فهمیدی حسهات اشتباه بوده. امیدوارم سال جدید همین به همه خواسته هات برسی عزیزم. من خودم به چشم خوردن و اینا اعتقادی ندارم ولی خب جلوی کسایی چه میدونم موفقیتم خوشحالشون نمی‌کنه هیچی نمیگم بیشترش همه به خاطر اینکه طرف مقابلم اذیت نشه. ولی خب دقیقا این آدمها به خاطر پوشوندن ضعف خودشون فقط دنبال به موضوع کوچک هستن تا همه جا جار بزنن مه خب به خودشون مربوطه چرا واقعا باید درگیر همچین آدمهایی بشیم. در مورد موضوع همکاران هم خب همه نمیتونن حریم آدمهای دیگه رو تشخیص بدن و بعضی ها در برخورد با همه رفتارشان از همون اول به جوره که البته درست نیست ولی کاری همه نمیشه کرد تو طول زمان شاید تفاوتهای باعث بشه خود طرف حس خوبی از طرف مقابل پیدا نکنه چون در هر صورت حرف مشترک نیست دیگه و کم کم اون حریم حفظ بشه ولی قطعا به کار تو ایرادی ب نمیگرده تو این حالت. هوش هیجانی افراد تو مشخص کردن این خریدها و... خیلی موثره. 
پاسخ:
ای جانم
چقدر خوشحال شدم یهو سه تا کامنت ازت دیدم
چقدر خوبه که انرژی منفی افراد یا همون چشم زخم اثری روت نداشته و بهش اعتقاد نداری
اتفاقا چند روز پیش اون خانم رو از بخش ما جابجا کردن به قسمت دیگه ای. اینجا براش هتل بود. صبح تا عصر وقت اضافه داشت برای غیبتهای تلفنی و حضوری. امیدوارم این جابجایی به رشدش کمک کنه و شخص جدیدی که اومده آدم بهتری باشه
۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۲۸ مارال آلنی
تو کامنت قبلی تو خط آخر کلمه حریمها رو به جای خریدها جایگزین کنید لطفا ایرادات تایپی دیگه همه که چشمپوشی کنید😁
پاسخ:
😂😂
مارال بعد از اینهمه وقت دیگه حتی با اشتباهات تایپی هم منظورتو متوجه میشم😗😗

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">