آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

آهویی که می نویسد

ریما به معنی آهوی سپید است.ریما در لغت کنایه از آدم قوی است.

۳۰مرداد

بچه رو گذاشتم رو پام و تکونش میدم، به این امید که بعد از چهارساعت بیداری بالاخره بخوابه و من هم دمی بیاسایم (زهی خیال باطل)

از وقتی که چلُه پسرکم سر شده، منتظرم اوضاع روتین شه وساعت خواب شبش بیشتر شه، هنوز پیشرفت قابل عرضی حاصل نشده. دیدم اینطوری که نمیشه. بهرحال باید یه جوری به برنامه های خودمم برسم که مامان خوشحالی باشم. نشستم فکر کردم دیدم بهترین کار، برنامه ریزی واسه کارهای یه ربعه است. مثلا یه ربع کتاب خوندن (بجای اینکه برنامه ریزی کنم کتاب باید سه روزه تموم شه) یه ربع برنامه ریزی اول صبح، یه ربع ارزیابی آخر شب، یه ربع آلمانی تمرین کردن با اپ دولینگو، یه ربع مطالعه مطالب ارتقای شخصی، یه ربع مطالعه در زمینه شغلم و ... . به بعضیاشون نمیرسم عمل کنم، مثلا یکساعت پیاده روی که قبلا میرفتم رو نوشتم نیمساعت، اما اصلا فرصت نمیشه از خونه بیرون برم! بجاش یه ربع ورزش تو خونه رو جایگزین کردم. 

بعضی روزها مثل امروز بچه حالش خوش نیست و حتی به اون یه ربع هم نمیرسم. فقط به واجباتی مثل لباس شستن و غذا پختن و نظافت برسم هنر کردم. دارم تمرین میکنم سخت نگیرم و هرچقدرش رو که انجام دادم خوشحال باشم . 

متوجه شدم روزها به خودیِ خود در مقیاس یک روز، خیلی دیر میگذرن ، مخصوصا شبهایی که بیدارم کش میان و صبح نمیشه! از طرف دیگه چون روزهام مثل همدیگست، حس میکنم این مدت چه زود گذشت. روزا و هفته هایی که توش کار خاص و ویژه ای انجام ندم، تو ذهنم نمیمونن. شیرینی پختن و آشپزی با تزیین رو که بیخیال شدم، از همین ایده های یه ربع ده دقیقه ای باید پیدا کنم که حداقل آخرهفته هام یه فرقی با بقیه روزا داشته باشه 

 پسرک بیدار شد، یه ربع شد ؟ 

۲۵مرداد

به نام خدای جهان آفرین

سلام دوستان. خوب و خوشین؟ اوضاع روبراهه؟ خنداننده شو تموم شد از نتیجه فینال راضی بودین؟ همسرم میگفت با همکارا تو اداره در این مورد بحث میکردن ، همه گفتن خودشون و خانوادشون به نفر دوم رای دادن و نتیجه گرفتن احتمالا تقلب شده، همسرم گفت آخه کسی رو پیدا نکردیم به نفر اول رای داده باشه، گفتم یکیش جلوت نشسته ، شاید چند نفر دیگه هم مثل من رای داده باشن 😊 بنده خدا شوکه شد از انتخابم 😆😆😆 خب من بعنوان یه تازه مامان، اجرای اون که در مورد دغدغه بچه داری بود بیشتر بهم چسبید و خندیدم. هرچند بعدش هم حواشی کپی و توضیحات مربی دراومد. 

قضیه باد و سوییس و واکنش افرادی مثل اون خواننده که اول تیکه میندازن بعد عذرخواهی میکنن تعجب آور بود. کاش هیچ عکس خصوصی ای بدون اجازه پخش نشه. هر کی اشتباه میکنه، دروغ میگه، فریب میده و ... گناهش گردن خودشه، فکر کنم فضولی پنهان درون آدمهاست که باعث میشه حاشیه های افراد معروف با سرعت زیادی پخش بشه، کانالهای تلگرامی هم شدن وسیله انتشار این جور پیامها. 

اصلا حالا که حرفش شد من چندتا کانال تلگرام که از مطالبشون استفاده میکنم رو بهتون بگم : 

۱. @childpsychology نکته های تربیت کودک و رفتار ما در موقعیتهای مختلف بچه رو میگه ، تازه عضوش شدم و  @pv44Telegram  که تجربه های یه مامان از تربیت بچه اش هست

۲. @SookhteJet  از کانال تلگرام و هم سایتش استفاده میکنم. مطالبش واسه انگیزه داشتن و ارتقای شخصی و شغلی خوبه

۳. @success  و   @tarfandemodiriat  و   @Dr_Lashkarbolouki مطالب انگیزشی، مدیریتی و بینش فردی داره 

۴. @ashpazkhuneyekuchikeman فیلمهای آشپزی داره. من هنوز سس براق فرانسوی واسه روکش کیک رو با دستورش امتحان نکردم اما خییییلی ذوق زده شده بودم که آموزش داده بود. 

۵. @ssefidbaft فیلم آموزش تریکو بافی. 

دوست دارم یه روزی بافتنی ها رو شروع کنم. چه قلاب بافی، چه میل، چه تریکو بافی. انتظار داشتم تو مرخصی مادرشدن به اینکارا برسم اما تو همین مدت کم کمردرد گرفتم. هم بخاطر خم نشستن موقع شیردهی، هم بغل کردن بچه و راه بردنش . 

۶. در مورد کانال خبری هم فعلا ارزیابی به اتمام نرسیده که معرفی کنم 

شما هم اگه کانال مفیدی میشناسین که یه چیزی به آدم یاد بده خوشحال میشم بهم معرفی کنین. 

از وسوسه های جدید کرم درونم اینه که سایت یا پیج اینستا داشته باشم که توش چیزی بنویسم یا بذارم که واسه مردم جالب باشه و بهش سر بزنن و پربیننده بشه،  بعد ملت بیان بهم درخواست تبلیغ بدن و تو نوبت وایسن تبلیغشون رو بپذیرم 😊 آبدارچی با روزمرگیهاش تونست، منم با یه چیز دیگه (که هنوز پیداش نکردم) میتونم خب. این ماه که حقوق نگرفتم احساس عجیبی دارم. اصلا دچار خلا شدم که حقوقم چندرغازی بود که ارزش اونهمه ساعت کارکردنو نداره. دوست دارم کاری داشته باشم که اگه بجای ساعت شش، چهار پاشدم، رو درآمد آخر ماهم تاثیر داشته باشه. تو پیدا کردن علاقه ام موندم. تواناییهای متوسط زیادی دارم اما هنوز اون یه دونه ای که اگه بیست و چهارساعت بهش فکر کنم و کارکنم خسته نشم رو پیدا نکردم. شما میدونین چطور میشه علاقه هامون رو کشف کنیم ؟ زشته آدم تو ۳۱ سالگی بره تست بده خودش و علاقه هاش رو کشف کنه؟ پیشِ کی برم حالا؟ 

در آخر براتون دعا میکنم که همیشه لطف خدا شامل حالتون باشه، حال دلتون خوب باشه و لبخندتون روز بروز پهن تر باشه. الهی که نتیجه تلاشهاتون رو ببینین و از ثمره اش لذت ببرین، الهی که همیشه تنتون سالم باشه ، امید و انگیزه تون روز بروز بیشتر شه . منو هم توی دعاهاتون یاد کنید.


پ ن : مضراب حق با تو بود، پیامت تو قسمت هرزنامه رفته بود مرسی دوباره پیام گذاستی

۱۴مرداد

سلام دوستان 

خوبین انشالله؟

من هم خوبم خداروشکر. اینروزها زندگی جدیدی رو تجربه کردم. اینکه از شدت کمخوابی داری کور میشی و تلو تلو میخوری اما باز مجبوری بیدارشی بخاطر غذا و نظافت و مراسم آروغ گیرون پسرک که در مجموع یکساعت زمان میبره. همه اینا به چهره ی معصومانش وقتی آروم خوابیده می ارزه. 

یه وقتایی دلپیچه داره و از شدت فشار آوردن به خودش صورتش سرخِ سرخ میشه و گریه میکنه که تحمل بیتابیش خیلی سخته. دکتر بهش قطره داده و کمی بهتر شده . انشالله که کامل برطرف شه

سبک زندگیم عوض شده. من که هر روز صبح بیرون از خونه میرفتم و عصر برمیگشتم، حتی تا روز بدنیا اومدن بچه هم سر کار رفتم و تو خونه حوصله ام سر میرفت، اینروزها فقط بخاطر دکتر و چکاپهای پسرک بیرون رفته ام. صبحها فکر میکنم که ناهار چی دوست دارم و ظهر ها ناهار گرم و تازه میخورم.از غذای فریزری و شب مونده خبری نیست. خانمهای خونه دار بدون بچه چقدر کیف میکنن. اونا فرصت میکنن سر صبح سبزی و میوه مغازه ها رو گلچین کنند(ما تو زندگی کارمندی مجبور بودیم عصرها از بین چیزایی که تو مغازه باقیمونده انتخاب کنیم). 

در مورد زایمان هم بگم که مردم زیادی خوشبینانه تعریف میکنن. من تا به امروز که با محدودیتها سر و کله میزنم. اوضاعم بهتر شده اما هنوز نه تنها مثل قبل نشدم بلکه از دوران بارداری هم ضعیفترم. با بغل کردن بچه کمرم درد میگیره، با سربالایی شیبدار رفتن نفس کم میارم در حالیکه تو بارداری گاهی برق قطع بود چند طبقه رو با پله میومدم بالا و مشکلی نداشتم. خلاصه از ما گفتن بود که یه عمل ساده نیست که سه روزه بشین اون آدم قبلی. 

اینروزها دوست دارم به کارهای دیگه هم برسم که خیلی کم وقت و انرژی براش دارم مثل کتاب خوندن و درس خوندن واسه امتحانی که بخاطر بارداری نشد بدم. 

از همه جا بیخبرم و اینقدر حس خلا داشتم که تو تلگرام عضو کانال اقتصاد آنلاین شدم 😆😆 سایت خبری دیگه ای هست کانال تلگرام داشته باشه خلاصه اخبار رو بگه؟

شما در چه حالین؟ اینروزها رو چطور میگذرونین؟

براتون دل خوش و سفره پربرکت و زندگی آروم دعا میکنم. انشالله که روزهای گرم مرداد براتون همراه با کلی اتفاقات خوب باشه

۲۸تیر

تو یکی از همین روزای تیرماه ، فصل جدید زندگیم شروع شد، مادرانگی. 

حس عجیبیه. تلفیقی از عشق و درد . آرامش و خستگی. 

وقتی رو تخت بیمارستان خوابیده بودم و صدای شرشر بارون تابستونی به گوشم رسید، دعا کردم برای همه اونهایی که دوست دارن چنین لحظه ای رو تجربه کنند و برای همه بچه ها که سالم و شاد و پرروزی و خوشبخت باشند. 

اینروزها حس عجیبی دارم. نگرانی از آینده مبهم و ضعف جسمانیم و همچنین تغییرات هورمونی از من یه آدم جدیدی ساخته. گاهی احساس میکنم با قدرت از پس همه چیز برمیام و گاهی چنان میترسم که گمان میکنم نالایقترین مادر دنیا هستم. 

کاش کمپین نومادران وجود داشت. برعکس دوران بارداری که جواب تمام سوالاتم رو از اینترنت در میاوردم، الان چندان فرصت نمیکنم برم ببینم چی ها عادیه و چی ها نگران کننده. حضور مادربزرگهای بچه ممکنه در تعویض پوشک کمک کننده باشه اما در خصوص سوالات و نگرانیها، اثر معکوس داره.

اگه اینجا رو خوندین برام دعا کنید از پس اینروزها بخوبی بربیام و مدیریتش کنم. از تجربه هاتون بگین. چه ایده ای دارین که این روزها قشنگتر بگذره؟ چقدر میشه به برنامه های پیشرفت شخصی رسید که حس رضایت از خود اغنا بشه؟ (مثل کتاب خوندن و ...) یا اینکه توصیه میکنید برای پرهیز از کلافگیِ عقب موندن از برنامه ریزیها تا مدت مشخصی فقط در دنیای مادرانه و تجربه های جدیدش باشم؟

۲۰تیر

سلااااام 😊

خوبین انشالله؟  منم خدا رو شکر خوبم. 

آدم تو یه دوره هایی از زندگیش دوس داره حرف بزنه احساسات و اتفاقاتش رو ثبت کنه و ارتباط برقرار کنه. از طرف دیگه، مواقعی هم پیش میاد که دلت میاد بیشتر بخونی، یاد بگیری، تمرکز کنی و تو خودت باشی. زندگی مجموع همین روزهای مختلف و نیازهای متفاوت هست. 

شما میدونین چه بر سر وبلاگ نویسی اومده؟ انگار  دیگه نوشتن، محبوب نیست. بنظرم هیچ چیزی مثل نوشتن ، احساس و تجربه رو منتقل نمی کنه. 

این روزهای گرم تابستون با اینکه تو تاکسی حس میکنم دارم کباب میشم، بخاطر نور خورشید کافی که وجود داره حالِ دلم خوبه و کلی کار واسه خودم ردیف کردم. یخچال تمیز کردم. کابینتها و کمدها رو خالی کردم تمیز کردم و دوباره چیدم. فرشها رو دادم قالیشویی. پرده اتاق خواب و روتختیمون رو عوض کردم. دو تا قابلمه ای که تهش خش برداشته بود رو کنارگذاشتم و بجاش قابلمه گرانیتی نو خریدم. سالگرد عروسیمون بود و افطاری رفتیم بیرون. تولد خودم و همسرم بود، چون وسط هفته بود ساده برگزار کردیم.باقلی و نخودفرنگی فریز کردم . مربا پختم و دارم با میوه های تابستون خاطره سازی میکنم. 

حواسم به خودم و روحیه ام هست. هر روز طوری بیرون میرم که نسبت به خودم حس بی نقص بودن داشته باشم. آراسته و مرتب، اتو کشیده، کفش تمیز و ... . تموم این جزئیات که ممکنه بی ارزش بنظر بیان باعث میشه یه نسخه بهتری از خودم بروز پیدا کنه. 

یه برنامه نصب کردم به اسم solcalendar که هر شب کارهای مهم فردام رو مینویسم و هر آخر هفته ، کارهای مهم هفته آتی. اینطوری صبحها که بیدار میشم تکلیفم با روزم مشخص هست و کمتر به روزمرگی میگذره. سعی میکنم تاظهر نود درصد کارهای سنگین رو انجام بدم و بعد برم سراغ کم اهمیتها. 

یه اپ دیگه هم نصب کردم به اسم habits. چیزایی که میخوام به عادتهام اضافه شه رو بهش میدم و هر شب تیک میزنم انجامش دادم یا نه. اگه سی تا چهل روز پشت سر هم تیک بخوره تبدیل به عادت میشه. مثلا عادت به پیاده روی، ارزیابی روزانه، زودتر از شش صبح بیدار شدن و ... . 

همچنین اپلیکیشن "نوار" که باهاش کتاب صوتی دانلود میکنم و گوش میدم . 

روزهای شما چطور میگذره؟ چه کار میکنین که بهترین استفاده رو از روزهای تابستونیتون ببرین؟ 

الهی که دلهاتون روشن و پرامید باشه، زندگیهاتون پربرکت باشه و هر روز با شوقی وصف نشدنی از خواب بیدار شین و زندگی رو آغاز کنین. الهی که بهترین نتایج رو از تلاشهاتون بگیرین و راضی باشین 


۰۵ارديبهشت

سلام 

عیدتون مبارک

روز تعطیل بارونیتون پر از خیر و برکت باشه انشالله

خدا رو شکر ما هم خوبیم 

امروز رفتیم بیرون قدم زدیم و از سرسبزی درختا و بارون بهاری لذت بردیم و برگشتیم

چند روز گذشته درگیر سرماخوردگی بودم. ورژن امسال اینطوری بود که خلط سینه و سرفه و کوفتگی میاورد. دستگاه رطوبت ساز یا همون بخور سرد خریدیم و دیدم چقدر تاثیر داره. شبها آرومتر میخوابم و گلوم خشک نمیشه . توصیه میکنم اگه احیانا مثل من استعدادتون واسه سرماخوردگی زیاده، بخرید و راحت تر دوره مریضی رو طی کنید. 

این روزها سرگرمی جدیدی پیدا کردم. یه اپلیکیشن به اسم colorify که رایگان دانلود میشه و کتاب رنگ آمیزی بزرگسالانه.اگه دوست داشتین امتحانش کنین . این دومین کار منه 

الهی که مثل بارون امروز، نعمت و برکت به زندگیهاتون بباره و دل شاد و موفق و سلامت باشین. 

۲۷فروردين

سلام ، عصر یکشنبه تون به خیر و شادی 

امروز صبح نم نم بارون میزد و عصر که برمیگشتم آفتاب بود. کاملا بهاری و متنوع! یه همچین روزای فوق العاده ای هستن اینروزا. 

امیدوارم اوضاع زندگی و حال و کسب و کارتون هم فوق العاده باشه. 

۲۴فروردين

سلام و صد سلام به دوستان عزیز

انشالله که تو این روزهای خوشِ بهاری، حالتون هم بهاری باشه

من هم خدا رو شکر خوبم. 

این روزها همه جا خیلی دلبرانه شده. حتی کوچه ما هم پر شده از اقاقیا و گلیسین و گلهای زرد خوشگل 😍😍 درختا هم جوونه زدن و اسمان آبی هم این زیبایی رو تکمیل میکنه. 

خدا رو شکر که یک بهار دیگه رو هم دیدیم. اثری که بهار تو روحیه و حال آدم میذاره، با چیز دیگه ای قابل مقایسه نیست. 

یک هفته دیگه از فروردین باقی مونده و امیدوارم از همین اولین ماه سال، برکت و روزی و سلامتی و شادی و موفقیت خیلی زیادی رو بدست بیارین . 


۰۶فروردين

سلام و صد سلام

ساااال نو مبارک

خوبین؟ خوشین؟ خوش میگذره؟ 

هدیه هایی که واسه عید خریده بودم مورد استقبال واقع شد اما متوجه شدم واسه بچه ها پول شیرینتر از کادوئه. 

شیرینی عید نپختم و بنا به دلایلی از جمله کنترل وزن فعلا هم تصمیمی براش ندارم. با اینکه کلللی دستور سرچ کرده بودم و کللی ایده داشتم . 

دید و بازدید رفتیم. بعضی جاها با دلِ خوش، بعضی جاها حسب وظیفه. آدم دلش میگیره که یه خانم و آقای ۷۰-۸۰ ساله هشت تا بچه دارن و این روزا خونه شون سوت و کوره. بسختی  و با کمر خمیده از مهمونها پذیرایی میکنن. 

سعی کرده بودم صبورتر باشم و بیشتر از اتفاقات لذت ببرم. پیاده روی رفتم، عکس گرفتم، با خانواده صحبت کردیم، مهمونی دادیم. گاهی هم بعضیا رو اعصاب بودن. هنوز بلد نیستم وقتی از کسی خوشم نمیاد نقش بازی کنم و بگم دلم براتون تنگ شده بود، شام پیش ما بمونین و ... . یکی از اقواممون که تهران هست اومده بود خونه بابام اینا عیددیدنی، فقط به من و همسرم تیکه مینداختن که احوالی ازشون نمیپرسیم و سراغ نمیگیریم . انگار یادشون رفته بود خودشون یک سال تمام در غیبت بودن و جواب کسی رو نمیدادن. انگار ما مقصر بودیم که اون پز میداد بچه اش قراره پزشکی قبول شه و در نهایت با یک سال پشت کنکور موندن، حقوق دانشگاه آزاد قبول شد. خلاصه، همینطور که من تو مهمونی داشتم از گله های بیجاشون حرص میخوردم و لبخند میزدم، دیدم خواهرم خیلی راحت میگه واااای ببخشید، اصلا فرصت نشد بهتون سر بزنیم و ... . در حالیکه خواهرم هیچوقت جواب تلفنهای اونها رو نمیده و تا حالا حتی یکبار هم خونشون نرفته. در حالیکه من و همسرم به حسب وظیفه تو این چندسال چندبار پیششون رفتیم و انها هم چندبار ناهار و شام پیشمون اومدن. هر بار هم کلللی متلک بارمون کردن. 

داشتم فکر میکردم ارتباط موثر که میگن شاید بخشی اش همین باشه. وقتی کسی جلو روت قرار گرفت تو خوش برخورد بودن سنگ تموم بذار انگار بهترین فامیلته، اما وقتی جلو چشمت نیست براش کاری نکن، حتی در حد تلفن جواب دادن. افراد بیشتر همین خاطرات حضوری تو ذهنشون میمونه. 

 خوشبحال اونهایی که مثل خواهرم با هوش اجتماعی بالاتر بدنیا میان. اینها همیشه میتونن جمعیت رو با خودشون همراه کنند حتی اگه تصمیمشون به ضرر دیگران باشه. 

الهی که تو سال جدید دلهاتون خوش، جیبهاتون پر، تنتون سلامت و موفقیت همراه زندگیتون باشه. الهی که هر روز بهتر از قبل باشین و به خودتون افتخار کنین. الهی که خدای مهربون بهترینهاشو تو این سال براتون گلچین کنه . 

پ ن از پیامهای تلگرام :

تا از خودت شروع نکنی ؛

بهار را تجربه نخواهی کرد ...

حتی اگر؛

صدها بهار در بیرون از تو بیاید و برود،

و همه با هم از جمله به تو، آن را هزاران باد شادباش گویند ...

بهار واقعی ؛

باید در درودنت متولد شود ،

و بهار را تجربه نخواهی کرد مگر آنکه؛

 رخت آگاهیت نو شود ...

تا آگاهیت رشد نکند ، جوانه های فهم در تو نشکفد ،

درخت ذهنت بارور نمی شود و آرامش میهمان منزل نمی گردد

بهار واقعی را در درونت تجربه کن

۲۵اسفند

این روزهای آخر کاری مثل برق و باد گذشت

خدا رو شکر بیشتر کارها طبق برنامه انجام شد و نتیجه اش خوب بود

از کارهای خونه هم در حد توانم پیشرفت داشتم

کلا روزهای خوبی بود 

امااا

امشب به شدت دلم گرفته. از اون دل گرفتنهایی که یاد تمام نداشته هات میفتی و داشته هات به چشمت نمیان. دلت برای آدمهاییکه دیگه نیستن تنگ میشه و دوس داری یه بار دیگه صداشون رو میشد بشنوی. 

امیدوارم فردا آفتابِ پرنوری بتابه که دلم رو روشن کنه. 

براتون روزهایی خوش آرزومندم. مراقب خودتون باشین